X
تبلیغات
انجمن معلولین جسمی حرکتی امید مینودشت
 رسیدن به کمال ....!!
 

در نیویورک، بروکلین، در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمی شود...
او با گریه گفت: کمال در بچه من "شایا" کجاست؟ هر چیزی که خدا می آفریند کامل است.
اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که بقیه بچه ها می تونند.
بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه بچه ها بیاد بیاره.
کمال خدا در مورد شایا کجاست ؟!
افرادی که در جمع بودند شوکه و اندوهگین شدند...
پدر شایا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای شبیه شایا را به دنیا می آورد، کمال اون بچه رو در روشی می گذارد که دیگران با اون رفتار می کنند و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت:
یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم می زدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی می کردند.
شایا پرسید : بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟!
پدر شایا می دونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمی خوان، اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن با اون بچه ها می کنه.
پس به یکی از بچه ها نزدیک شد و پرسید: آیا شایا می تونه بازی کنه؟!
اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت: ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است.
فکر می کنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش می کنیم اونو در راند 9 بازی بدیم...

درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شایا دادند! همه می دونستند که این غیر ممکنه زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره!
اما همینکه شایا برای زدن ضربه رفت، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی اروم بیاندازه که شایا حداقل بتونه ضربه ارومی بزنه...
اولین توپ که پرتاب شد، شایا ناشیانه زد و از دست داد! یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند.
توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و آروم توپ رو انداخت.
شایا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و می تونست به اولین نفر تیمش بده و شایا باید بیرون می رفت و بازی تمام می شد...
اما بجای اینکار، اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند: شایا، برو به خط اول، برو به خط اول!!!
تا به حال شایا به خط اول ندویده بود! شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید.
وقتی که شایا به خط اول رسید، بازیکنی که اونجا بود می تونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شایا از زمین بره بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! توپ رو بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند: بدو به خط 2، بدو به خط 2 !!! شایا بسمت خط دوم دوید.
در این هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه زده بودند...
همینکه شایا به خط دوم رسید، همه داد زدند: برو به 3 !!!
وقتی به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شایا، برو به خط خانه...!
شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه...

پدر شایا در حالیکه اشک در چشم هایش حلقه زده بود گفت: اون 18 پسر به کمال رسیدند...

این رو تعمیم بدیم به خودمون و همه کسانی که باهاشون زندگی می کنیم. هیچ کدوم ما کامل نیستیم و در جایی از وجودمون ناتوانی هایی داریم. اطرافیان ما هم همینطور هستند. پس بیایید با آرامش از ناتوانی های اطرافیانمون بگذریم و همدیگر رو به خاطر نقصهامون خرد نکنیم. بلکه با عشق، هم خودمون رو به سمت بزرگی و کمال ببریم و هم به اطرافیانمون اعتماد به نفس هدیه کنیم.

 

|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391 و ساعت 9:55  
 چه كسی باید شرمنده باشد ؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


به سختی خودش را از تاكسی بیرون می‌كشد، دو نفر پیاده می‌شوند تا به او كمك كنند، زیرچشمی نگاهشان می‌كند: "ببخشید، شرمنده‌ام، باعث زحمت شدم...".

با گفتن این جمله‌ها روی ویلچیرش می‌نشیند و با قدرت چرخ‌ها را می‌گرداند، می‌خواهد به پیاده‌رو برود اما از پل خبری نیست! چرخ را می‌چرخاند، در عرض خیابان به جلو می‌راند، سربالایی خیابان به بازوهایش فشار می‌آورد، به پل می‌رسد، عرض پل بسیار باریك است، ویلچر عبور نمی‌كند، طول خیابان را بالا می‌راند تا به پل بعدی برسد، بخشی از پل آهنی نیاز به تعمیر دارد، یكی از چرخ‌های ویلچیر داخل میله‌های شكسته پل گیر می‌كند، چند نفر می‌بینند به كمكش می‌آیند "ببخشید، شرمنده‌ام، باعث زحمت شدم..."

حالا به پیاده‌رو رسیده، مقابل در ورودی ساختمان، پنج پله انتظارش را می‌كشند، تقلا می‌كند تا از پله‌ها بالا می‌رود، اما چرخ‌های بزرگ ویلچیر طاقت فشار را ندارد، نزدیك است واژگون شود، دو عابر سر می‌رسند و دو سمت ویلچرش را می‌گیرند او را بالا می‌برند "شرمنده‌ام، ببخشید باعث زحمت شدم..." و داخل ساختمان باید به طبقه دوم برود و...

تردد معلولان در سطح شهر قصه پرغصه‌ای است كه در لابه‌لای وعده‌های مدیران شهری گم شده است. روز معلولان كه سر می‌رسد خیلی‌ها كف می‌زنند و هورا می‌كشند و از اجرای حمایت‌های مالی و معنوی می‌گویند، اما همیشه پای حمایت از معلولان می‌لنگد.

هر سال از مناسب سازی فضای شهری برای معلولان از نابینایان گرفته تا ناشنوایان و معلولان جسمی ـ حركتی خبرهایی می‌رسد، اما شهرها وسیع‌تر از آن هستند كه اصلاح چند كوچه و خیابان دردی از معلولان دوا كند.

پیاده‌روهای ناامن و سنگلاخی، نبود پل‌های ایمن، وجود مانع و نیز نبود وسایل حمل‌ونقل ویژه معلولان بسیاری از آنها را با وجود داشتن استعداد تعامل اجتماعی منزوی كرده است.


در بسیاری از كشورها برای عبور و مرور راحت معلولان، چراغ‌های راهنمایی مخصوص تعبیه شده و كلید این چراغ‌ها در ارتفاعی نصب شده كه معلول بتواند براحتی آن را از روی صندلی چرخدار كنترل كرده و با امنیت از عرض خیابان بگذرد، همچنین وجود علائم برجسته در ابتدای خط‌كشی خیابان‌ها، ایستگاه اتوبوس، پارك‌ها و اماكن عمومی می‌تواند تا حدود زیادی نابینایان را راهنمایی و كمك كند، اما در ایران گویا فقط حقوق معلولان در همایش‌ها و مراسم نمادین در روزی مثل 12 آذر امسال كه روز معلول نامگذاری شده است خلاصه می‌شود، تا فردا كه حقوق معلولان و وعده‌های مسوولان از سهمیه استخدام در مراكز دولتی تا رفاه و امنیت تردد در شهرها فراموش شود ...




|+| نوشته شده توسط امید در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 و ساعت 11:14  
 
سی امین سال تاسییس هفته بهزیستی ۲۵-۳۱تیرماه را گرامی میداریم

با حضورشما مسئولین گرامی.............

|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 و ساعت 16:50  
 امید
هیچ یاس مسلمی نیست که قطره ای امید را در قلب خود نگه ندارد و هیچ بدبینی مفرطی نیست که مملو از ذرات شناور خوش بینی نباشد. اگر بپذیری که برای اغلب انسان ها رویای نوعی معجزه وجود دارد که وقوعش آن را از معجزه گی می اندازد و تبدیل به محصولی ایمانی ارادی می کند که نهایتا اتفاق نیز در آن سهمی دارد، باید بپذیری که نمی توان تحت هیچ شرایطی تسلیم ناامیدی های روزگار شد.

بنابراین باید امید را نوید داد، حتی به صورت ساده ترین انشای یک طفل مدرسه ...
می شه خندید، درحالی که غم های بزرگی توی قلبت داری
می شه اشک ریخت، درحالی که خدایی به اون بزرگی داری
می شه خسته بود، درحالی که روحی پر از انرژی داری
پس چرا فکر می کنی با چند تا مشکل پیچیده و ناخودآگاه، دیگه نمی شه خوشبخت بود؟
خوشبختی چیزی نیست جز یک احساس شور و شعف ... لذت بردن از لحظه های زندگی و بخشیدن انرژی بی پایان به خودت و همنوعانت برای تبدیل نبرد زندگی به "بازی زندگی"
ما فقط یک بار فرصت زندگی کردن در این دنیا رو داریم!
بیا این یک بار، بگونه ای زندگی کنیم که داشته ها و نداشته هامونو ضعف قلمداد نکنیم و آرزو کنیم که بتونیم بهترین خاطرات رو از زندگی داشته باشیم
بیا تا قدرت اراده مون رو تا حد امکان بکار ببندیم و برای رسیدن به آرزوهای بزرگ و دوست داشتنی ناامیدی ها را از خودمون دور کنیم
به کسانی که دوستشون داریم عشق بورزیم و بگونه ای زندگی کنیم که تعبیر حقیقی خوشبختی را در دمادم عمر بخوبی تجربه کنیم ...
|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 13:3  
 ویلچر

 

در خاطرات پر شده از هر چه هست غم 
  پشت دوتایشان شده از حجم درد، خم

  عمریست که کنار هم اند و یکی یکی
  تقدیر گنگ و تیره ی شان می خورد رقم

  دنیا به چشم هر دو فقط چیز مبهمی است
  چیزی شبیه هیچ، نبودن ، فنا ، عدم

  آن دو همیشه در سر کوچه نشسته اند
  اما به چشم مردم این شهر " محترم "

  من رفیق هر دویشانم همیشه و ...
  گاهی هم آن دو را بشود ، پارک می برم

  این عکس یادگاری " آن دو " ست توی پارک :
  (" یک ویلچر "، " یک انسان " ) سرد و شبیه هم

  در چشم های خسته من : " پاک و بی گناه "!
  اما به حکم مبهم تقدیر " متهم " !

  من سخت گریه میکنم اما :" بدون اشک "
  چشمم که خیس می شود اما :"بدون نم "

  پاهای تو ، برای من ایندفعه من فلج !
  پاهای من برای تو پاشوو یک قدم ...

   یا نه ! برو بدو ! برو شادی کن بخند !
  این بار من به جای تو معلول می شوم

  دیگر نرو به پیش پزشک معالجت !
  نذری نده ، دخیل نبند و نرو حرم !

  حرف مرا قبول نداری اگر ، ببین
  حتی به جای هر دویمان می خورم قسم :

  که پای تو ، برای من ایندفعه من فلج
  پاهای من ، برای تو پاشو و دست کم _

  این شعر را قبول کن از شاعری که هیچ _
  چیزی نداشته ست به جز کاغذ و قلم

   مهدی زارعی

|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 15:27  
 آدم هاي سالم آموزش مي خواهند نه معلولان

 

 

 

|+| نوشته شده توسط امید در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 18:7  
 تنها صداست که می ماند
 

بیا در صبوری ماندن پای همه ی پله هایی که ختم می شوند به ناامیدی ، کنارهم ، یار هم باشیم ...

اینکه من با صندلی چرخدارم ، آن یکی با عصای سپیدش ، و دیگری ...  نه مهم نیست که سهم برابری از سلامتی نبرده ایم یا سهم خویش را از دست داده ایم ،مهم این است که هیچ منی تنها نیست و ما میتوانیم با تکیه بر باورمان برای رسیدن به فرصت های برابر زندگی تلاش کنیم.

 

                               

 

انجمن باور

|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 11:42  
 -
 

|+| نوشته شده توسط امید در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 18:13  
 کودکی
   

 

کودکی هایم اتاقی ساده بود

 

 

قصّـه ای ، دور اجاقی ساده بود

 

 

شب که می شد نقش ها جان می گرفت

 

 

روی سقف ما که طاقی ساده بود

 

 

می شدم پروانه خوابم می پرید

 

 

خواب هایم اتفاقی ساده بود

 

 

زندگی دستی پر از پوچی نبود

 

 

بازی ما جفت و طاقی ساده بود

 

 

قهر می کردم به شوق آشتی

 

 

عشق هایم اشتیاقی ساده بود

 

 

ساده بودن عادتی مشکل نبود

 

 

سختی نان بود و باقی ساده بود

 

|+| نوشته شده توسط امید در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 10:38  
 قانون جامع حمایت از معلولان
ماده1. دولت موظف است زمینه های لازم را برای تأمین حقوق معلولان، فراهم وحمایت های لازم را از آنها به عمل آورد.

تبصره.
معلول در این قانون به افرادی اطلاق میگردد که به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی براثر ضایعه جسمی، ذهنی،روانی یا توأم ، اختلال مستمر در سلامت و کارایی عمومی وی ایجاد گردد.
به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه های اجتماعی و اقتصادی شود.

ماده 2. کلیه وزارتخانه ها، سازمانها وموسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند در طراحی، تولید و احداث ساختمانها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهره مندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.

تبصره1. وزارتخانه ها ، سازمانها و موسسات و شرکتهای دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند جهت دسترسی و بهره مندی معلولان ، ساختمانها و اماکن عمومی ، ورزشی ، تفریحی ، معابر و وسایل خدماتی موجود را در چهارچوب بودجه های مصوب سالانه خود مناسب سازی نمایند.
تبصره 2. شهرداریها موظفند از صدور پروانه احداث و پایان کار برای آن تعداد از ساختمانها و امکان عمومی و معابری که استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان را رعایت نکرده باشند خودداری نمایند.
تبصره 3. سازمان بهزیستی کشور مجاز است بر امر مناسب سازی ساختمانها و اماکن دولتی و عمومی دستگاه های مذکور در ماده فوق نظارت و گزارشات اقدامات آنها را درخواست نماید.
تبصره 4. آیین نامه اجرایی ماده فوق ظرف سه ماه مشترکا توسط وزارت مسکن و شهرسازی ، سازمان بهزیستی کشور و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.

ماده 3. سازمان بهزیستی کشور موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه سالانه اقدامات ذیل را به عمل آورد:
الف. تامین خدمات توانبخشی ، حمایتی ، آموزشی و حرفه آموزی موردنیاز معلولان با مشارکت خانواده های معلولان و همکاری بخش غیردولتی (خصوصی ، تعاونی ، خیریه) و پرداخت یارانه (کمک هزینه ) به مراکز غیردولتی و خانواده ها .
ب. گسترش مراکز خاص نگهداری ، آموزشی و توانبخشی معلولان واجد شرایط (معلولان نیازمند ، معلولان بی سرپرست ، معلولان مجهول الهویه ، معلولان با ناهنجاریهای رفتاری) با همکاری بخش غیر دولتی و پرداخت تسهیلات اعتباری و یارانه (کمک هزینه) به آنها.
ج. تامین و تحویل وسایل کمک توانبخشی موردنیاز افراد معلول .
د. گسترش کارگاه های آموزشی ، حمایتی و تولیدی معلولان و ارایه خدمات توانبخشی حرفه ای به معلولان جهت توانمندسازی آنان.

تبصره. کارگاه های آموزشی ، حمایتی و تولیدی معلولان موضوع ماده فوق از شمول قانون کار مصوب 29/8/1369مستثنی خواهد بود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امید در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:52  
 دست یاری

 

به خاطر داشته باشید هرگاه به دست یاری نیاز داشتید همیشه یکی در انتهای دست خودتان پیدا میکنید. همین طور که سنتان بالا میرود شما متوجه میشوید که ۲ دست دارید یکی برای کمک به خودتان و یکی برای یاری دیگران

 

|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:44  
 عیدتان مبارک
 
$$$$$___ سيادت______ سعادت_____سلامتی $$$$$
__$$$$$$$$*__سروري _____سرور___,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_____سبزي _____,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ سرزندگي___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
_________,,,*هفت سين سفره زندگيتان باشد,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',,
*____,,*$$$$$$$$دنيا را برايتان شاد شاد $$$$$$$*,,__*
______,;$,$$و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
|+| نوشته شده توسط امید در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 16:56  
 الوعده وفا
 

اینم گزارش کار نیمی از سال 86و87مون

 

فعالیتها و اجرای طرح هایی که انجمن امید در سال 1387 بر عهده گرفت و انجام داد را بنا به قولی که در ابتدا راه اندازی این وبلاگ دادیم برایتان به اختصار ذکر میکنیم:

 

۱- تشکیل هیئت موسسان ۵۰ نفره(خرداد۸۶)

 

۲- انتخابات هیئت مدیره ی انجمن(تیر۸۶)

 

۴- تهیه و اجاره یک دفتر مرکزی برای شروع به کار انجمن(مرداد۸۶)

 

۵- شروع به عضوگیری و تهیه سی دی اطلاعاتی از معلولین جسمی-حرکتی شهرستان (شهریور۸۶)

 

۶- اقدامات اولیه طرح جامع مبلمان شهری-مناسب سازی شهری(معابر،ادارات،پیاده روها...) -(مهرماه۸۶)

 

۷-تاسیس تعاونی مسکن مهر مددجویان مینودشت در خود انجمن (آبان ۸۶)

 

۸- برپایی همایش روز جهانی معلولین(۱۲آذر) در سطح شهرستان مینودشت (آذر ۸۶)

 

۹- همکاری با اداره برای توزیع سهام عدالت (دی۸۶)

 

۱۰- قرارداد با آقای خسرو طوسی به عنوان کارشناس مسئول و نماینده انجمن در اداره بهزیستی

 

۱۱- تهیه کامپیوتر و دوربین دیجیتال و فلش(فروردین۸۷)

 

۱۲- جلسه توجیهی برای بیمه و اشتغال با کارشناسان استان(اردیبهشت۸۷)

 

۱۳- اردوء مشهد و جنگل گلستان(خرداد و تیر۸۷)

 

۱۴- اجرای کلاسهای مهارتهای زندگی برای معلولین ۱۰ الی۱۸سال (LSE)(تابستان۸۷)

 

۱۵- تشکیل یک تیم تئاتر(۴بازیگر،کارگردان،سرپرست وتدارکات) و شرکت رئیس انجمن در کلاسهای مربیگری تئاتر سازمان به عنوان تنها انجمن حاضر (شهریور ماه۸۷)

 

۱۶- ضیافت افطاری در ماه مبارک رمضان و دعوت چندی از ورزشکاران استان(شهریور۸۷)

 

۱۷- تشکیل یک تیم والیبال نشسته و تهیه تمامی مایحتاج آن (۳جلسه سالن در هفته،آوردن آقای علی اصغر گرایلو بازیکن سابق تیم ملی به عنوان مربی،تهیه۱۲ توپ،تهیه ۲دست لباس و گرمکن)-(مهر ماه۸۷)

 

۱۸- بازدید ازتهران(سرپرستی تیم اعزامی انجمنهای استان برای بازدید از انجمنهای تهران بزرگ)-(آبان۸۷)

 

۱۹- برگزای همایش به مناسبت روز جهانی معلول در شهرستان (آذر۸۷)

 

۲۰- اجرای طرح سپاس (قدردانی از مسئولین پاسخگو به امور معلولین در سطح شهرستان) -(آذر۸۷)

 

۲۱- اجرای طرح توانمند سازی سالمندان( دی۸۷ )

 

۲۲- اقداماتی برای ایجاد یک مجتمع آموزشی فنی وحرفه ای ویژه معلولین در سطح شهرستان( دی۸۷ )

 

۲۳- بازدید بازرسان کشوری و استانی از نمایشنامه و اجرای تیم تئاتر(بهمن۸۷)

 

۲۴- برگزاری مسابقات چهارجانبه والیبال نشسته دهه فجر در مینودشت(بهمن۸۷)

 


گفتنی است این فعالیتها بخشی از عملکرد اعضاء انجمن ما بوده که الحق بیشترین زحمت ها بر عهده ی خانم طالع زاری رئیس انجمن امید بوده که جا دارد سپاسگذاری شاسیته ای از ایشان به عمل آید.اما کو ....

ما امیدی ها امید داریم تا در سایه الطاف خداوندی بتوانیم برای پیشبرد اهدافمان که همان ثابت کردن خودمان(معلولین) به جامعه میباشد با پاهای رویایی گامهای بزرگتری برداریم.

شما هم با دعاهایتان و نظرهایتان مارا یاری کنید.

 

با تشکر فراوان احمد بذرافشان (مدیریت سایت)

|+| نوشته شده توسط امید در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 15:4  
 شادبودن هنر زندگی است


**شاد بودن هنر زندگی است** 

 

روزی مردی ثروتمند در اتوموبیل مجلل و گران قیمتش مشغول رانندگی بود که ناگهان


دید از میان دو اتومبیل پارک شده پسر بچه ای بیرون پرید و ناگهان پاره آجری که


در دست داشت ، کوبید به ماشین او .


او نیز با عصبانیت تمام ماشین را متوقف کرد و رفت سر وقت پسر بچه .


تا به او رسید دید پسرک گریان کنان گوشه پیاده رو را نشان می دهد و در آنجا


مشاهده کرد که برادر فلجش از روی صندلی چرخ دارش بر زمین افتاده و او کمک می


خواهد ولی ظاهرا چاره ای جز آن کار برای جلب توجه و مساعدت از دیگران نداشته


است ، مرد بسیار متاثر شد و پس از کمک سوار اتومبیلش شد و به راهش ادامه داد


......
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنیم که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما از


پاره آجر یا سنگ استفاده کنند ، خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می


زند ، اما بعضی وقت ها که ما گوش شنوا نداریم ، ممکن است اونهم بخاطر خودمان از


پاره آجر استفاده کند ....


بقول بزرگی خدا اول قبض جریمه می فرستد ،بعد اگه توجهی نکردیم جریمه و ....!


**********************************

 

 

|+| نوشته شده توسط امید در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 10:44  
 قمار عاشقی
سلام سلام

 

میدونستین بچه های امید تو این چند ماه اخیر یه نمایشنامه رو به دست گرفتن؟؟

 

آره،اونا به سرپرستی خانم طالع زاری و کارگردانی آقای میرزایی و با بازی بچه های جسمی و حرکتی خود انجمن نمایشنامه ای (به نام قمار عاشقی) رو واسه شرکت تو جشنواره خزر (که در ساری برگزار میشه) در دست گرفتن که الحمدالله من که تمرین این هفته شونو دیدم واقعا در حد خوبی تا اینجا رسوندن

خبرای داغی از این برنامه ی آتی انجمن براتون خواهم گذاشت،،،با آرزوی موفقیته این عزیزان

 

 

 

 

جلسه تمرینی در سالن اجتماعات شهید قدوسی(ایول پشتکار)

 

 

|+| نوشته شده توسط امید در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 19:9  
 اجرای طرح توانمندسازی سالمندان توسط انجمن امید
 

 پدیده سالمندی سرگذشتی به قدمت تاریخ دارد ولی مطالعات اجتماعی نشان می دهد که قبل از صنعتی شدن جوامع ،سالخوردگی به عنوان یک معضل یا یک مسئله اجتماعی مطرح نبوده است .امروزه پیشرفتهای پزشکی و بهداشتی همراه با سایر پیشرفتهای اقتصادی ،اجتماعی نه تنها موجب کاهش در میزان مرگ ومیر کودکان بلکه باعث کاهش قابل ملاحظه ای در مرگ افراد سالمند شده است.

با کاهش میزان مرگ ومیر ،کاهش موالید و افزایش امید به زندگانی میزان نسبی سالمندان افزایش یافته است.لذا در این راستا جامعه ی بین المللی به منظور مقابله با چالشهای فرا راه این پدیده ،اتخاذ سیاستهای مناسب در جهت ارتقاء وضعیت جسمی ،روحی و اجتماعی سالمندان را که از اهمیت

                                                                  اردوی زیارتی آق امام       


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امید در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 18:2  
 به وب سایت انجمن امید خوش آمدید
 

 

این وب سایت جهت آشنایی هرچه بیشتر شما عزیزان با فعالیتها و نیازهایمعلولین جسمی حرکتی چه در سطح شهرستان مینودشت و چه در جامعه ای کلان تر یعنی ایران عزیزمان طراحی شده

 

این انجمن در سال ۱۳۸۲ افتتاح گردید که در ابتدا به انتخاب رئیس وقت آن زمان بهزیستی آقای رنجی هفت نفر از معلولین هئیت مدیره ی آن را تشکیل دادن که پس از دو سال فعالییت به دلایلی منحل گردید

پس از ۲سال وقفه مجددا معلولین شهرستان برآن شدن تا با تشکیل هئیت موسسان با توشه ای پرتر از قبل این انجمن برپا سازند

لذا هئیت موسسان که تشکیل شده بود از ۵۰عضو تحت پوشش توانبخشی شهرستان با انتخاباتی (در خرداد۸۶ ) ۷ نفر از بین این اعضا را که اکثرأ افراد تحصیلکرده هستند به عنوان هئیت مدیره انجمن برگزید

 

امید است به لطف یزدان پاک و حمایت های مردم عزیز و کوشش این اعضا روز به روز قدم هایی برای مرتفع کردن مشکلات جامعه ی معلولین برداشته شود

|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 12:56  
 سلام
    به وب سایت انجمن

امید خوش اومدین دوست

 

عزیز

با نظراتتون مارو یاری کنید

   

|+| نوشته شده توسط امید در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 13:4  
 مدیرکل موفق
 

     سلام

با خبر شدیم آقای باقری مدیرکل محترم سازمان بهزیستی استان گلستان به عنوان مدیر نمونه ی کشوری برگزیده شدند

الحق که انتخابی بجا و شایسته بوده . انجمن ما نیز بر خود لازم دانست این مهم را به آقای باقری و تمامی مددجویان این سازمان و معلولین استان تبریک بگوید.

ما آرزوی موفقیت های بیشتر را برای ایشان داریم که در سایه ی الطاف خداوندی انشالله تحقق پذیرد.

 
                                                           

|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 19:25  
 شما هم سنگ بزنید...
 

حسین(ع) گفت:هل من ناصر ینصرنی؟ اکنون ایا مسلمانی هست که مظلومان کربلای غزه را یاری دهد؟ به پا خیزید که مظلومی یاری می طلبد

 

پروانه نمي ميرد چون گل به بغل دارد.زنده باد مردم ستم دیده غزه

 

برادرفلسطینی اگردركنارتونیستم همیشه درغم مصیبتهای جانگدازشمامیسوزم

 

تصاویری از این فاجعه دلخراش...

 

غزه

کیست مارا یاری کند

مرگ بر اسرائیل

|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت 13:2  
 شعری از یک معلول جسمی حرکتی...
 

من این پائین نشستم سردو بی روح

 

  تو داری میرسی به قله ی کوه

 

داری هر لحظه  از من دور میشی

 

انگار دل میکنی مجهول میشی

 

   منم اون که تورو داده به مهتاب

 

همون که روتو میپوشونه تو خواب

 

کسی که واسه آغوشه تو کم نیست

 

میخام یادم بره ،دسته خودم نیست...

 

پویان

چشم به راه

 

شب است و آسمون پرستاره صدای بارون تموم خونه رو گرفته بود منم از

توی پنجره اتاق داشتم بارون رومی دیدم


انگار فایده نداره باید می رفتم  تو حیاط بلند شدم و رفتم تازه نازی

 (مرغ عشقم)رو هم با خودم بردم وای نمیدونید چقدر هوا سرد

بود ولی به لذت دیدن بارون می ارزید. نازی بیچاره هم یخ کرده بود

یه جوری تو. دستم کز کرده بود هر کسی نمیشناختش فکر میکرد این

همیشه این همه آرومه.اون لحظه که داشتم بارون رو میدیدم به هیچ

چیز و هیچ کس فکر نمیکردم فقط یه چیز فکرمو مشغول کرد .ما ادما اینقدر

درگیر زندگی هامون هستیم که وقتی نمی زاریم تا به این نعمت های خدا

 فکر کنیم واقعا بارون نعمت بزرگیه. میدونین وقتی بارون می باره چقدر دل

اون کشاورزی رو که نگران زمین هاشه رو خوش میکنه؟ خیلی ادما هم هستن

 تو روستا ها که از همین اب بارون و چشمه هاست که زنده اند....


داشتم فکر میکردم که چه قدر خوب میشد وقتی بارون می

 بارید همه بدی هاهم باهاش شسته میشد


...کاش همه ی ادمای مریض  خوب میشدن ...کاش بد بارون اسمون دل

همه ی ادما صاف میشد ... همه کینه ها از بین میرفت... کاش همه ادما

با هم یکسان میشدن... کاش همه مثل هم زندگی میکردیم نه اینکه یه

 نفر اینقدر داشته باشه که خوشی زیر دلش بزنه نه یه نفر اینقدر نداشته

باشه که ندونه داشتن چه شکلیه... خدا جونم با همون کرمت به داد

 همه ی ما ادما برس... خدا جونم همه ادما رو با هم برابر کن...خدا

جونم بابت همه ی نعمت هات ازت تشکر میکنم ... فقط بدی هارو از

 ادما دور کن یه کاری کن که همه با هم مهربون باشن

خدا جونم دوست دارم  ... تنهام نذار

 

|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت 12:10  
 همایش روزجهانی معلولین در مینودشت

بمناسبت هفته جهانی معلول انجمن معلولین جسمی حرکتی امید مینودشت به نیّت یادآوری این هفته وامر خطیر خدمت رسانی به قشر آسیب پذیر معلول جامعه به مسئولان ،همایشی را در تاریخ ۱۸/۹/۸۷درمحل سالن اجتماعات اداره ارشاد وفرهنگ اسلامی شهرستان برگزار کرد .دراین همایش که مدعوین آن بالغ بر ۲۵۰نفر ازمعلولین وخانوادهای محترم آنان ومسئولین ادارات حضور داشتند برنامه هایی ذیل ازطرف انجمن به اجرا گذاشته شد.

 

۱-ایجاد یک غرفه صنایع دستی معلولین شهرستان درمکان همایش

 

۲-اجرای سرود توسط گروه ناشنوایان باغچه بان

 

۳- سرود شاد توسط یک کودک نابینا

 

۴- قرائت مقاله برگزیده یکی ازمعلولان

 

۵- جنگ شاد توسط گروه لبخند

 

۶- معرفی تیمهای تازه تاسیس تئاتر ووالیبال نشسته توسط انجمن

 

۷- اهدا جوایز به معلولین موفق درزمینه های مختلف ومددکاران نمونه

 

 

|+| نوشته شده توسط امید در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 18:28  
 عکس برگزیده هفته
به مناسبته هفته ای که گذشت(هفته جهانی معلول) عکسی از یه پسر ۱۲ ساله کردستانی که بر اثر انفجار یک مین جنگی در مرزهای بین ایران وعراق دو دست و چشمهای خود را از دست داده رو براتون میذارم که به کمک معلمه خودش داره خوندن رو تعلیم میبینهکودک کرد

|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 12:38  
 تبریک تبریک
آقای رضا شاه حسینی بازم مثل همیشه اول شد.آقا رضا اینبار درجشنواره سراسری حضور که درمشهد

برگزارشد توانست مقام اول داستان نویسی راکسب کند که این موفقیت را به خودش وخانواده محترمش و انجمن امید تبریک

عرض نموده وآرزوی سربلندی درتمام مراحل زندگی را برایشان ازخداوند منان خواستاریم.(رضا از بچه های فعال انجمن ماست)

جشنواره حضور در مشهد مقدس

|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 12:7  
 بازدید از انمجنهای معلولین تهران به سرپرستی انجمن امید

واما رسیدیم به خبر داغمون

 درابتدا عذرخواهی میکنم که اینقدر تاخیرداشتیم درگفتن خبر، اوایل آذرماه بود که نمایندگان انجمنها به سرپرستی رییس هیئت مدیره انجمن ما به بازدید از انجمنهای فعال کشور اونهم تهران بزرگ رفتیم جاتون خالی خیلی خوش گذشت. مکانهای مورد بازدید ما در روز اول انجمن باور بوددرابتدا یک معارفه بین اعضاءانجمنها صورت گرفت سپس با عملکرده ها واهداف همدیگر درانجمن ها آشنا شدیم وحدود ۲ساعتی که آنجا بودیم به بحث وگفتگو درزمینه های مختلف مربوط به انجمنها ومشکلات معلولین وراه حلهای آن پرداختیم    

 

.بعداز آن بسمت مجتمع آموزشی رعد حرکت کردیم آخه ساعت بازدید آن مکان ۲بعدازظهر بود مجتمع آموزشی رعد یک مرکز آموزش فنی وحرفه ای برای توانیابان می باشد که با توجه به وضعیت معلول وعلاقه او کلاسهای آموزشی ارائه می دهد در این مجتمع علاوه بر کلاسهاواحدهای توانبخشی نیز موجود می باشد . درهمین مجتمع بود که توانستیم یک قرار ملاقات با مدیر عامل محترم جامعه دفاع از حقوق معلولان برای روز بعد جور کنیم . سوم آذرسه نماینده بطرف دفتر آقای محمودنژاد رفتند وبااهداف جامعه دفاع ازحقوق معلولان آشنا شدند وبرای پیشبرد اهداف خود به مشاوره پرداختند واز آقای محمودنژاد راهنمایی خواستند. مابقی بچه ها بسمت انجمن نابینایان ایران رفتند که درآنجا نیز با هم به بحث وگفتگو پرداختند .نکته قابل توجهی که دراین بازدید برخوردیم این بود که گویا این بازدیدها برای اولین بار صورت می گرفت وهمه ازاین جورکارها استقبال کردندوخواستار ادامه ان شدند .آرزوی توفیق برای همه دوستانمان درهرکجای ایران راداریم.      

 

 دیدار از انجمن باور تهران

|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 10:16  
 آموزش ماهیگیری بهتر از ماهی دادن است
امروز بعد یه هفته تامه نگاری آقای محسن ممشلی رئیس فنی حرفه ای شهرستان مینودشت و آقای عباس نریمانی کارشناس اشتغال بهزیستی تو جلسه ای که به منظور پرسش و پاسخ جهت برخی سوالات معلولین در باب آموزش فنی این قشر و مسائل و مشکلات پیش روی آنها قرار دارد حاضر شدند که انصافاً جوابهای امیدوار کننده ای نیز دادند.

به عنوان مثال:

۱ـ آموزشهایی که معلولین نیز میتوانند آنها را فرا بگیرند و در آینده سبب ایجاد اشتغال یا ارتقا سطح بازده ای آنها در کارشان شود را معرفی کردند

۲ـتسهیلات ویژه ای که سازمان فنی حرفه ای میتواند در اختیار معلولین بگذارد.

۳ـتعاملاتی که بهزیستی و سازمان فنی وحرفه ای میتوانند برای خدمت رسانی بیشتر به مددجویان معلول داشته باشند(از جمله تخفیف ویژه برای شهریه ی این دوره های آموزشی)

در ادامه جا دارد تقدیری ویژه از آقای ممشلی داشته باشیم که با حضور شان در جلسه  ی ما٫ معلولین را که به نسبه قشری آسیب پذیر میباشند را به آینده ای روشن امیدوارتر کردند.

آقای ممشلی و نریمانی در انجمن امید

|+| نوشته شده توسط امید در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 11:41  
 تقدیر و تشکر از آقایان علی اصغر گرایلو(مربی والیبال نشسته )و عباس نریمانی(کارشناس ورزش معلولین)

 

ما در ماهی که گذشت بر آن شدیم تا فعالییتی ورزشی را برای معلولین شهرستان فراهم سازیم.

این امر محقق نمیشد مگر با مساعدت و پشتیبانی مسئولان.

فکر کنم هممون تو این شک نداریم که تو ورزشهای معلولین ،والیبال نشسته حرف اولو میزنه

پس رفتیم سراغ شاه والیبال نشسته شهرمون(آقای اصغر گرایلو)

خدایی دستش درد نکنه،دوندگیه ایشون باعث شد تو کمتر از یک ماه بیش از ۲۰نفر جذب تیم بشن....تازه قولهایی هم واسه لوازمه دیگه ی ورزشی دادن که انشا الله....

اصغرخان متشکریم..

 

اول شخص ورزش ما تو شهرستان آقای خوش برخوردیه به نام عباس نریمانی که الحق از هیچ تلاشی در این زمینه دریغ نکردند.مثلا جور شدن ۳جلسه سالن ورزشی در هفته رو مدیون ایشون هستیم.

عباس جان خسته نباشی

 

ایشالا سری بعد بتونیم از کارایی که اداره بهزیستی واسمون انجام بده تشکر کنیم

|+| نوشته شده توسط امید در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 12:36  
 از سرزمین آرش...
از سرزمین آرش وبلاگ شخصی رضا شاه حسینی عضو انجمن امید است که در آن به قول خودش به زندگی و هر آنچه به آن مربوط است می پردازد.

http://arashboom.blogfa.com

اینم آدرس وبلاگ جدیدی از یکی دیگه از بچه های انجمن ماست(بابا وبلاگ)

پویا و پویان همیشه ایران

 

http://www.pooyan130.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط امید در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 و ساعت 16:56  
 مدیر فعال و ورزشکار ما
بازدید مدیرعامل و رئیس انجمن امید از کانون رعد(تهران) 
|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 19:30  
 انجمن امید
به وب سایت انجمن امید خوش آمدید

این وب سایت جهت آشنایی هرچه بیشتر شما عزیزان با فعالیتها و نیازهایمعلولین جسمی حرکتی چه در سطح شهرستان مینودشت و چه در جامعه ای کلان تر یعنی ایران عزیزمان طراحی شده

 (بچه های انجمن با مدیرکل محترم سازمان آقای باقری)

در ابتدا به معرفی انجمن امید می پردازیم:

این انجمن در سال ۱۳۸۲ افتتاح گردید که در ابتدا به انتخاب رئیس وقت آن زمان بهزیستی آقای رنجی هفت نفر از معلولین هئیت مدیره ی آن را تشکیل دادن که پس از دو سال فعالیت به دلایلی منحل گردید

پس از ۲سال وقفه مجددا معلولین شهرستان برآن شدن تا با تشکیل هئیت موسسان با توشه ای پرتر از قبل این انجمن برپا سازند

لذا هیئت موسسان که تشکیل شده بود از ۵۰عضو تحت پوشش توانبخشی شهرستان با انتخاباتی (در خرداد۸۶ ) ۷ نفر از بین این اعضا را که اکثرأ افراد تحصیلکرده هستند به عنوان هئیت مدیره انجمن برگزید

که به معرفی این عزیزان میپردازیم:

 

۱ـخانم کبرا طالع زاری(رئیس انجمن)لیسانس میکروبیولوژی

 

۲ـآقای ابولقاسم کرابی(نائب رئیس)دیپلم

 

۳ـآقای یحیی تورانی(منشی دفتر)دیپلم

 

۴ـسید جواد حسینی(عضو اصلی)لیسانس مدارک پزشکی

 

۵ـمهدی ساسانی(عضو اصلی)فوق دیپلم حسابداری

 

۶ـمحمد سرایلو(عضو اصلی)فوق دیپلم برق

 

۷ـپویان بذرافشان(مدیرعامل)لیسانس علوم سیاسی

 

خانم مرضیه قره چماقلو عضو علی البدل و خانم زهرا زمانی بازرس اصلی انجمن می باشند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امید در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 18:39